جمال رضايى
596
بيرجندنامه ( فارسى )
و با اين كار هم شور و هيجان رقص را بيشتر مىكردند و هم نظم و آهنگ آن را نگه مىداشتند . اين رقص بسيار پرتحرّك و باشكوه و پرهيجان بود . محل و ميدان رقص را - مانند ميدان بازى - " داو " ( دوّ dow ) مىناميدند و عمل رقصيدن دستجمعى را " داو گرفتن " ( دوّ گرفته [ ن ] dow gorofte [ n ] " مىخواندند . 3 - 1 - رقص با چوب / چوببازى ( چوبازى cu bazi ) : اين رقص دو نفرى اجرا مىشد و اگر تعداد رقّاصان زياد بود به دستههاى دو نفرى تقسيم مىشدند و همه باهم ولى دو نفر دو نفر مىرقصيدند بدينسان كه هريك از دو نفر دو قطعه چوب كوتاه و مقاوم به دست مىگرفت و همراه با آهنگ " دايره " به رقص مىپرداخت و دو چوبش را بههم مىزد و به دور خود مىگشت و در هر چرخ چوبهايش را به چوبهاى حريف خود مىزد . اين رقص بويژه وقتى كه تعداد رقّاصان زياد بود بسيار پرتحرّك و هيجانانگيز بود و صداى دايره ( يا سرنا و دهل ) با صداى برخورد چوبها و صداى دست زدن تماشاچيان غوغايى بهپا مىكرد . به اين رقص " چوببازى " ( چوبازى cu bazi ) مىگفتند . " چوببازى " كه به يك رقص رزمى و شمشيربازى شباهت دارد در همهء شهرهاى خراسان بويژه شهرهاى جنوبى و جنوب شرقى آن هنوز مرسوم و معمول است و تنها اختصاص به بيرجند نداشت و ندارد . اين رقص ممكن است توسّط دو دختر يا دو زن جوان نيز اجرا شود . 4 - 1 - رقص با دستمال / دستمالبازى ( دسمالبازى dasmal bazi ) : در اين رقص كه ممكن بود انفرادى يا چند نفرى اجرا شود رقّاص يا رقّاصان دو دستمال رنگى به دست مىگرفتند و با پايكوبى و دستافشانى و تكان دادن و چرخاندن آن دستمالهاى رنگين منظرههايى بديع ايجاد مىنمودند . آهنگ اين رقص نيز توسّط يك " دايرهزن " ماهر نواخته مىشد و تماشاچيان با دست زدن به شور و نظم و آهنگ رقص كمك مىكردند . اين رقص اكنون هم معمول است . 5 - 1 - رقص با چوبپا / چوبپا بازى ( چوپابازى cupa bazi ) : رقص با چوبپا ( چوپا ) كار رقّاصان حرفهاى بود كه معمولا با " دهلى سازنده " ها همكارى مىكردند اين رقّاصان " چوبپا " هاى خود را زير بغل مىگرفتند و پاها را روى جا پاهاى آنها مىگذاشتند و باشتاب و تحرّك زياد مىرقصيدند . اين رقص مهارت زياد لازم داشت و از هركسى ساخته نبود . 6 - 1 - رقص با ترنا ( درنه dorne ) : در اين رقص هر رقّاص يك " ترنا " به دست مىگرفت و هنگام چرخيدن سعى مىكرد ترنايش را به حريف خود بزند و او از خود با ترنايش دفاع مىكرد . اين رقص كه ويژهء روستاييان بود شباهت به " چوببازى " داشت . 7 - 1 - رقص دهلى : " دهل زدن " يا " دهلى " گاه در حين زدن دهل خودش هم مىرقصيد و به دور خود